X
تبلیغات
.:روزهای بی تقویم:.
 

برج کبرینی

بله! باید گرفتار بود و دید که آدم چه به راحتی تن به هر وسوسه ای می دهد و دنیای ذهنش به هر اما چطور از اساس خراب می شود. عین یک برج کبرینی!

+ سال نو مبارک. امید که سال نجیب برای دوستان باشد


 

نوشته شده توسط کریم در جمعه 1 فروردین1393 ساعت 12:53 موضوع | لينک ثابت


پشتم لرزید و پشیمان شدم!

چند روز پیش خدمت یکی از مردان وارسته و از یادرفته تبریز و آذربایجان که دیریست از این شهر و دیار رفته، رسیده بودم، آخر گفتگو پرسیدم آرزوی شخصی و عمومی تان برای مردم، تبریز و ایران در سال 93 چیست؟! گفت هر دو یکی و آن اینکه آقای رییس جمهور به وعده هایی که داده عمل کند و فضای کشور را تغییر دهد تا آنانی که بی گناه و بی تقصیر و تنها از روی ترس، مجبور به دوری از کشور و خانواده خود شده اند بازگردند و به کشور و مردم خود خدمت کنند. اشک از چشمان پیرمرد ریخت و افزود: بیتای من هم در میان آنان! 
بقول قدیمی ها: پشتم لرزید و از پرسیدن این سوال پشیمان شدم!


 

نوشته شده توسط کریم در چهارشنبه 21 اسفند1392 ساعت 21:46 موضوع | لينک ثابت


پادرمیانی کن

آنقدر دور افتاده ام که دستم به خواسته هایم نمی رسد...
سلامی گرم عرض می کنم!
روحی ناقابل دارم که تمام این دغدغه ها را بر دوشش سواری می دهد
سری دارم و هزار سودایی که درگیر سراب دلخوشی هایم می شود
آنقدر آرامم که دستم از لرزیدن / دست نمی کشد!
خواستم کمی با شما خلوت کنم
گویا سرتان بسیار شلوغ است
می دانم که می شنوی!
کمی پادرمیانی کن ...
اینجا بنده هایت دندان بر دریدن هم تیز کرده اند
کمی پا درمیانی کن...


 

نوشته شده توسط کریم در جمعه 25 بهمن1392 ساعت 11:52 موضوع | لينک ثابت


شخصیت باژگویه

اگر دیگران وقتی که از دست شان در می رفت سخن نسنجیده می گفتند، او وقتی سنجیده سخن می گفت که از دستش در می رفت! اما چه کمیاب بودند این لحظات. غالباً، بی غل وغش حرفش را بیان می کرد و بی آنکه بخواهد درون خود را لو می داد. ناچار، یکی او را ساده لوح می دید، یکی ابله، یکی موذی. پس به چاره، کاری می کرد تا این تصویر ناخوشایند را باژگویه جلوه دهد.

+ مندو - چاه بابل - رضا قاسمی


 

نوشته شده توسط کریم در یکشنبه 29 دی1392 ساعت 22:5 موضوع | لينک ثابت


تجربه و خاطره ای شیرین از سال نو میلادی

پارسال در چنین روزهایی بود که پرونده ای ویژه به مناسبت سال نو میلادی کار کردیم. ایده اش را از مدت ها پیش در پس ذهنم داشتم. به خاطرم هست، زمانی که تصمیم به اجرایی نمودن آن گرفتم، شب بازگشتنم از تهران بود که در راه ترمینال  با سردبیر و مدیرمسئول هفته نامه موضوع را مطرح و قطعی کردیم. آن موقع مسئولیت چندانی در روزنامه نداشتم و تا حدودی وقت آزاد بیشتری داشتم.

صبح، با اشتیاق و انگیزه ای زیاد، پیگیر کار شدم، ابتدا،  چند قرار مصاحبه ترتیب دادیم. وقت چندانی نداشتیم، نهایت 3 روز. محور پرونده، معرفی کلی از ارامنه تبریز که بخش قابل توجهی از جامعه شهروندی شهر تبریز و استان را تشکیل می دهند، بود. مهم ترین دلیل و هدف مان این بود که واقعا این بخش از شهروندان شهرمان، مغفول واقع شده اند و شناخت چندانی از آنان در میان عموم مردم وجود ندارد. البته به حساسیت ها نیز آگاه بودیم. شرط اول افراد مورد نظر برای مصاحبه، موافقت و اجازه خلیفه گری بود. ظهر همان روز، راهی خلیفه گری کل ارمنه آذربایجان شدم تا علاوه بر کسب اجازه آن افراد مورد اشاره، در صورت امکان  مصاحبه ای هم با خلیفه داشته باشیم و از آیین های آنان گزارشی تهیه کنیم. آنجا بود که متوجه شدیم که سر رشته امور را باید در اداره کل ارشاد بیابیم!

درخواستی مکتوب را به بخش اقلیت های مذهبی اداره کل ارشاد نوشتیم تا مجوز لازم را صادر کنند. علیرغم پیگیری زیاد بخاطر مناسبتی بودن پرونده، سر آخر گفتند، جناب آقای مسئول، هفته ای دو روز می آید. هفته بعد پیگیری کنید!

هفته بعد پس از توضیح شرح کار، موافقت شفاهی آن آقای مسئول را جلب کردیم و رفتیم سراغ افراد مورد نظر و به فاصله چند روز، پرونده را بستیم و نشریه منتشر شد. به نظرم، علیرغم فشردگی کار و رعایت جوانب احتیا ط های مختلف  دو طرفه (ما و افرادی که مورد مصاحبه  قرار گرفتند) در کل، پرونده خوبی از کار درآمد. البته به فاصله چند روز تذکر اساسی شفاهی از اداره کل ارشاد و تهدیدی را نیز از سوی افراد فرو افتاده در مرداب ( "پ ا ن ت ر ک " ها ) دریافت کردیم.

بعدها یکی از همان افراد مصاحبه شونده از ترجمه و انتشار این پرونده در نشریات اختصاصی ارامنه در ایران و خارج از کشور خبر داد. هر چند تاکنون از صحت این موضوع مطلع نشده ام ولی به هر روی، کار کردن این پرونده ( بد یا خوب) خاطره و تجربه زیبایی برایم بود و بعد از یکسال همچنان شیرینی و حلوات آن را حس می کنم.

پرونده ای برای ارامنه تبریز


 

نوشته شده توسط کریم در چهارشنبه 11 دی1392 ساعت 20:29 موضوع | لينک ثابت