
بعضی وقتها پیش میاد که حس میکنی روزگار بر وقف مردا است ولی ...!
ظاهراْ همه چی خوبه ولی احساس خوبی ندارم! محیط پیرامونم پر است از لجن! لجن هایی که حتی مجال نفس کشیدن رو هم بهت نمیدن! بهترین و خوب ترین افراد هم غیر قابل اعتماد هستند. افرادی که خیلی باهاشون احساس راحتی میکنی گاها حس میکنی اونم داره باهات بازی میکنه!
بقول اون بنده خدا:" ما را ز برای خود نمیخواهد کـَس ، ما را همه از برای خود میخواهند"
ته مانده:
درد تاریکی ست، درد خواستن
رفتن و بیهوده خود را کاستن
سر نهادن بر سینه دل سینه ها
سینه آلودن به چرک کینه ها
در نوازش، نیش ماران یافتن
زهر در لبخند یاران یافتن
زر نهادن در کف طرّار ها
گم شدن در پهنه ی بازار ها
توجه: هرگونه برداشت عاشقانه ممنوع!

رفتن به قبرستان همواره با آرامش همراه است. جز در مواقعی که برای دفن عزیزی به انجا می روی!
شاید از یک نگاه رفتن به قبرستان و نشستن سر قبر بی معناترین کار ممکن باشد. آنکه مرده. بی شک تمام شده و انجام هر عملی نمی تواند تاثیری در احوالش داشته باشد!البته اگر احوالی مانده باشد!آنچه مهم است تاثیر اعمال قبل و بعد از مردن است.
رفتن به قبرستان و قدم زدن در لابه لای قبرها و نگاه کردن به سنگهایی که بعضاْ به چهره مردگان منقش است از این جهت آرامش آفرین است که پوچ بودن زندگی را از نزدیک حس می کنی!شاید رفتن قبرستان به همین خاطر در دین مان تاکید شده وگرنه این کار برای مردگان هیچ حاصل ندارد!فقط بخاطر آرامش و تسکین زندگانْ! زندگانی که خفته اند...!
نمایی دیگر از وادی رحمت تبریز در اینجا...

چند وقت پیش یکی بدون مقدمه پرسید: اگه بهت بگن یه ماه از عمرت مونده چیکار میکنی؟
اولش جا خوردم!بعد کمی فکر کردم که واقعاْ اگه اینطور باشه چیکار میکنم!بعد چند دقیقه تامل گفتن هیچی!با همون روال قبلی به زندگی ادامه میدم تا تموم شه!
قبل از این هم یکی دیگه با همین شرایط پرسیده بود اگه تصور کنی که زندگی یه فیلمه اسم این فیلم رو چی میذاری!؟
این دفعه بلافاصله گفتم " پوچ و هیچ"!
این دو پرسش همیشه توی ذهنم مونده و هر از گاهی بهشون فکر می کنم!تا شاید جواب های دیگه پیدا کنم ! جالبه که تا حالا جواب دیگه ای پیدا نکردم که هیچ چند تا سوال فرعی هم طراحی کردم!یکی اینه که اگه کل زندگی رو یک فیلم چند فصلی در نظر بگیریم و هر سال این زندگی یه فصل از اون زندگی باشه اسمش کل فیلم و فصل های مختلف رو چی میشه گذاشت؟!بخصوص چند فصل اخیر!

